

میرود راه پیوسته تا آن سو
از دری كو شد رهش آغاز
میرود او تا كجا تا كو
من روان با او كنم آواز
میروم من همره و همپو
تا به دیدار كلان راهی
ره همه این، مقصد اما كو
برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:06
سندور مشکش را در آورده و به دهان خود نزدیک کردبوی آتش و دود و باران و سبزه و علف باران خورده گیجش کرده بودمست مستانگار که دیگر به می نیازی نداشتدستی به صورتش کشید و چشمانی که دیگر وجود نداشتبغضی در گ
برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:06

سقف آسمان شیشه ای است
گویی رو روی آبگینه گام بر می دارم
از فراز ابرها
در سور ستارگان

برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:06
1) هر نفسی که فرو می رود ممدّ حیات است و چون بر می آید مفرّح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب. همینکه زنده ام و روزگار می گذرونم جای شکر داره. چه بسیار افراد خوب تر از من ک
برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:06
دل اگر دير زماني است جدا مانده از اين روح بلندريسمان است كه از دست كوته بودهجان اگر خالى از اين عشق از اين پر باريستكاسه مهر تو از كنج لبم كم بوده بهتر آن نيست تو بردارى از آن دورقدمدست بندازى و از د
برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:06
مردمان کرمانشاه یه روز خاص در هفته دارن به نام هفت شنبه ( هفت شمه).روزی که در اون به کارهای عقب مونده یا لذت های عمیق زندگی می رسندزندگی رو نظم داده و برنامه ریزی می کنندو خستگی و کسالت را از خودشون
برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:06
ساقیا برخیز و می در جام کن
وز شراب عشق دل را رام کن
اتش بی عشقی اندر چرخ زن
خاک تیره بر سر ایام کن.
برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:06
ﺑﺎﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ،ﺑﺎ ﺗﺮﺍﻧﻪ،ﺑﺎ ﮔﻬﺮ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮ ﺑﺎﻡ ﺧﺎﻧﻪ .ﻣﻦ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺷﯿﺸﻪ ﺗﻨﻬﺎﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩﺩﺭ ﮔﺬﺭﻫﺎ،ﺭﻭﺩﻫﺎ ﺭﺍﻩ ﺍﻭﻓﺘﺎﺩﻩ .ﺷﺎﺩ ﻭ ﺧﺮﻡﯾﮏ ﺩﻭ ﺳﻪ ﮔﻨﺠﺸﮏ ﭘﺮ ﮔﻮ،ﺑﺎﺯ ﻫﺮ ﺩﻡﻣﯽ ﭘﺮﻧﺪ، ﺍﯾﻦ ﺳﻮ ﻭ ﺁﻥ ﺳﻮﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮ ﺷﯿﺸﻪ ﻭ ﺩﺭﻣﺸﺖ ﻭ
برچسب: نویسنده: علی کریمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:06